تبليغاتX
ناجــي قلبــــــم

کتاب‌مقدس از همان ابتدا ما را با خدای زنده روبرو می‌گرداند که بدون کمترین ابهامی دارای شخصیت است. این خالق مقتدر، بر هر آنچه خلق نموده حاکم است. او خود را مکشوف می‌سازد. صحبت می‌کند، فرمان می‌دهد، خلق می‌کند و بالاتر از همه با انسان‌ها عهد می‌بندد و با دمیدن روحش بر انسان به او موجودیت می‌بخشد. پس او خدایی دور نیست بلکه خدای است زنده و نزدیک.

این خدای زنده و نزدیک، زن را چگونه آفرید و زن و مرد امروزی از زندگی حوا چه می‌آموزند؟

زن به‌صورت خدا آفریده شد

در کتاب پیدایش ۱:‏۲۷-‏۲۸ چنین می‌خوانیم: «پس خدا آدم را به‌صورت خود آفرید. او را به‌صورت خدا آفرید. ایشان را نر و ماده آفرید و خدا ایشان را برکت داد و خدا بدیشان گفت: »بارور و کثیر شوید و زمین را پر سازید و در آن تسلط نمایید، و بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و همۀ حیواناتی که بر زمین می‌خزند، حکومت کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 1:2  توسط روژان  | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 13:21  توسط روژان  | 

اقتدار خداوند

خداوند سلطنت را گرفته و خود را به جلال آراسته است.خداوند خود را آراسته و کمر خود را به قوت بسته است . ربع مسکون نیز پایدار گردیده است و جنبش نخواهد خورد. تخت تو از ازل پایدار شده است و تو از قدیم هستی . ای خداوند سیلابها برافراشته اند سیلابها آواز خود را برافراشته اند . سیلابها خورش خود را برافراشته اند . فوق آواز آبهای بسیار ٬ فوق امواج زور آور دریا. خداوند در اعلی اعلیین زور آورتر است . ای خداوند قدوسیت ٬ خانه ی تو رامی زیبد تا ابدالاباد.** آمین **                 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 21:16  توسط روژان  | 

 

آیا ما خدا را دوست داریم ؟ حتی با وجود مشکلات و سختیها

 

 

یک روز صبح زود برای تماشای طلوع خورشید بیدار شدم.آه زیبایی خلقت خدا ما فوق توصیف است.همچنانکه تماشا میکردم خدا را برای کارهای زیبایش شکر می کردم.همانطوریکه نشسته بودم احساس کردم حضور خداوند با من است. 

 

 

او از من پرسید :

" آیا مرا دوست داری ؟ "

 

جواب دادم : البته خداوند .تو خداوند و نجات دهنده ام هستی

سپس از من پرسید :

" اگر معلول جسمی بودی باز هم مرا دوست میداشتی ؟ "

 

گیج شدم  نگاه کردم به سوی پائین به دستها و پاها واعضای سالم بدنم.  و متحیر از اینکه دیگر قابلیت و توانائی انجام دادن خیلی از کارها را نخواهم داشت.

و پاسخ دادم :

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 18:21  توسط روژان  | 

     

فصل‌ چهارم‌

«اتحّاد با خدا»

عهد ازدواج‌ فی‌نفسه‌ مقدّس‌ نیست‌ و یكی‌ از دلایل‌ مقدس‌ بودن‌ آن‌ این‌ است‌ كه‌ نماد و انعكاس‌ روابط‌ دیگریست‌. اولین‌ و مهمترین‌ این‌ روابط‌، رابطه‌ای‌ است‌ كه‌ خدا می‌خواهد با قوم‌ خود داشته‌ باشد.

خدا شوهر قوم‌ خود

خدا در قسمتهای‌ متعدد عهد عتیق‌ رابطه‌ خود را با قوم‌ اسرائیل‌ به‌ رابطه‌ یك‌ شوهر با زن‌ خود تشبیه‌ می‌كند. او شروع‌ این‌ رابطه‌ را به‌ زمان‌ بسته‌ شدن‌ عهدی‌ مربوط‌ می‌داند كه‌ بعد از بیرون‌ آوردن‌ قوم‌ اسرائیل‌ از مصر، در كوه‌ سینا با ایشان‌ بست‌. به‌ این‌ ترتیب‌، رابطه‌ خدا با قوم‌ اسرائیل‌ بعنوان‌ شوهر این‌ قوم‌، همانند رابطه‌ یك‌ شوهر با زن‌ خود، بر اساس‌ عهد قرار دارد و او این‌ عهد را هنگامی‌ كه‌ آنها را قوم‌ خود ساخت‌ با ایشان‌ بست‌. این‌ عهد به‌ روشنی‌ در كتاب‌ ارمیا، ذكر شده‌ است‌:

«خداوند می‌گوید اینك‌ ایامی‌ می‌آید كه‌ با خاندان‌ اسرائیل‌ و خاندان‌ یهودا عهد تازه‌ای‌ خواهم‌ بست‌. نه‌ مثل‌ آن‌ عهدی‌ كه‌ با پدران‌ ایشان‌ بستم‌ در روزی‌ كه‌ ایشان‌ را دستگیری‌ نمودم‌ تا از زمین‌ مصر بیرون‌ آورم‌ زیرا كه‌ ایشان‌ عهد مرا شكستند با آنكه‌ خداوند می‌گوید من‌ شوهر ایشان‌ بودم‌.»  (ارمیا 31:31ـ32)

خدا در این‌ آیات‌ می‌گوید كه‌ وقتی‌ او قوم‌ اسرائیل‌ را از مصر بیرون‌ آورد و با آنها عهد بست‌، با این‌ كار در واقع‌ به‌ نوعی‌ شوهر آنها شد. اما قوم‌ اسرائیل‌ با عدم‌ وفاداری‌ و بت‌ پرستی‌، از این‌ عهد تجاوز كرده‌ و حق‌ خود را در ارتباط‌ با خدا به‌ عنوان‌ شوهر خود از دست‌ داد. با این‌ وجود، علیرغم‌ رد شدن‌ قوم‌ به‌ خاطر بی‌وفائیشان‌، خدا در این‌ آیات‌ اعلام‌ می‌كند كه‌ در پایان‌ این‌ عصر، عهد تازه‌ای‌ با آنها خواهد بست‌ و به‌ این‌ ترتیب‌ بار دیگر شوهر آنها خواهد شد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 20:18  توسط روژان  | 

 

همانگونه که بچه ها با گریه اسباب باریهای شکسته خودشان را پیش ما می آورند تا تعمیرشان کنیم

من هم خواسته  و آرزوهای تحقق نیافته خودم را پیش خدا بردم

به خاطر اینکه او دوست من بود

 

اما پس از آن به عوض اینکه همه آنها را به او بسپارم و اجازه بدهم خداوند کار خودش را بکند

همش دور او چرخیدم و سعی کردم به روش خودم کمکش کنم

 

در آخر همه آنها را از دستش قاپیدم و با گریه گفتم : چطور می توانی این همه کند باشی ؟

گفت : فرزندم   چه کاری می توانستم بکنم

تو اصلا اجازه ندادی

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 5:28  توسط روژان  | 

عمر عقاب از همه ی پرندگان خود دراز تر است.عقاب میتواند تا ۷۰ سال زندگی کند. ولی برای اینکه به این سن برسد باید تصمیم دشواری بگیرد. زمانی که عقاب به ۴۰ سالگی میرسد: نوک بلند و تیزش خمیده و کند میشود. چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته و نگاه دارند. شهبال های کهن سالش بر اثر کلفت شدن پرها به سینه اش می چسبند و پرواز برای عقاب دشوار می گردد.   در این هنگام عقاب تنها دو گزینه در پیش روی دارد. یا باید بمیرد ٬ یا آنکه فراَیند دردناکی را که ۱۵۰ روز به درازا میکشد پذیرا گردد. برای گذرانیدن این فراَیند ٬ عقاب باید به نوک کوهی که در اَنجا اَشیانه دارد  پرواز کند . در اَنجا عقاب نوکش را اَنقدر به سنگ می کوبد تا نوکش از جای کنده شود . پس از کنده شدن نوکش ٬ عقاب باید صبر کند تا نوک تازه ایی در جای نوک کهنه رشد کند ٬ سپس باید چنگال هایش را از جای برکند . زمانی که به جای چنگال های کنده شده چنگال های تازه ایی در اَیند ٬ اَن وقت عقاب شروع به کندن همه ی پرهای قدیمی اش می کند .  سر انجام بعد از ۵ ماه عقاب پروازی را که تولد دوباره نام دارد اَغاز کرده ... و سی سال  دیگر  زندگی می کند.

چرا این دگرگونی ضروری است ؟

بیشتر وقتها برای بقا ٬ ما باید فراَیند دگرگونی را آغاز کنیم .*گاهی وقتها باید از خاطرات قدیمی  ٬عادتهای کهنه و سنت های گذشته رها شویم . * تنها زمانی که از سنگینی بارهای گذشته رها شویم ٬ میتوانیم از فرصت های زمان حال بهره مند گردیم .WWW.FARSICRC.COM

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 5:12  توسط روژان  | 

تو را به تمامی دل خود حمد خواهم گفت . به حضور خدایان ٬ تو را حمد خواهم گفت . به سوی هیکل قدس تو عبادت خواهم کرد و نام تو را حمد خواهم گفت ٬ به سبب رحمت و راستی تو . زیرا کلام خویش را به تمام اسم خود تمجید نموده ای . در روزی که تو را خواندم مرا اجابت فرمودی. و مرا با قوت در جانم شجاع ساختی.

ای خداوند ٬ تمام پادشاهان جهان تو را حمد خواهند گفت ٬ چون کلام دهان تو را بشنوند. و طریق های خداوند را خواهند سرایید ٬ زیرا که جلال خداوند عظیم است . زیرا که خداوند متعال است ٬ لیکن بر فروتنان نظر می کند. و اما متکبران را از دور میشناسد . اگر چه در میان تنگی راه میروم  مرا زنده خواهی کرد . دست خود را بر خشم دشمنانم دراز میکنی و دست راستت مرا نجات خواهد داد.  خداوند  کار مرا به کما ل خواهد رسانید . ای خداوند ٬ رحمت تو تا ابدالاباد است . کارهای دست خویش را تر ک منما .

** اَمین **

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 12:3  توسط روژان  | 

اسقف "هایک هوسپیان مهر" ناظر کلیساهای  جماعت ربانی ایران از چهره های شناخته شده و از برجسته ترین شخصیتهای جامعه مسیحیان ایران بود ، اسقف هایک در ایجاد همکاری و اتحاد بیشتر بین کلیساهای پروتستان ایران نقشی کلیدی ایفا نمودند سه روز بعد از آزادی کشیش دیباج،  وی در تاریخ 19 ژانویه 1994 در حالیکه برای دیدار یکی از دوستانش عازم فرودگاه مهراباد بود دربین راه توسط افرادی مزدور ربوده شد و مظلومانه به شهادت رسید... در آخرین نامه بجا مانده از وی، زنده یاد هایک می نویسد "... من آماده ام که در کلیسا جان خود را تقدیم کنم باشد که دیگران بتوانند در آرامش و صلح، بدون ترس خداوند خود را نیایش کنند..."؛



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 11:33  توسط روژان  | 

 خدا بر ما رحم کند و ما را مبارک سازد و نور روی خود را بر ما متجلی فرماید!سلاه. تا راه تو در جهان معروف گردد و نجات تو به جمیع امت ها. ای خدا قوم ها تو را حمد گویند.امتها شادی ترنم خواهند نمود زیرا قوم ها را به انصاف حکم خواهی نمود امت های جهان را هدایت خواهی کرد٬ سلاه. ای خدا قوم ها تو را حمد گویند. آنگاه زمین محصول خود را خواهد داد و خدا خدای ما٬ ما را مبارک خواهد فرمود. خدا ما را مبارک خواهد فرمود . و تمامی اقصای جهان از او خواهند ترسید.**  اَمین ** 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 21:36  توسط روژان  | 

پیدایش باب۲۴-‏۲۸

در این قسمت از كلام داستان زندگی اسحاق مانند قصه‌ای شیرین است. او پسر جوانی است كه در خانواده ثروتمندی زندگی می‌كند و وعده و بركت خدا مكمل كنندۀ ثروت اوست؛ و اکنون این فرزند وعده، به‌دنبال همسر است.

اسحاق در كنعان زندگی می‌كند با این وجود ابراهیم نمی‌خواهد پسرش از كنعانیان زن بگیرد زیرا طبق پیدایش ۲۹:‏۲۲-‏۲۷ زیر لعنت خدا قرار داشتند. ابراهیم مطمئن است كه همسر اسحاق را خداوند انتخاب كرده است و این زن باید به‌عبارتی جایگزین سارا باشد؛ زنی لایق و شایسته زیرا فرزندان او صاحب بركت و وعدۀ خداوند خواهند بود. با این اطمینان، او خدمتكارش را تشویق می‌كند كه به این مأموریت برود (پیدایش ۲۴:‏۲-‏۸) و اشاره می‌كند كه فرشتۀ خداوند پیش روی او خواهد رفت و زن انتخاب شده را به او نشان خواهد داد. ایلعازر، خادم ابراهیم، راهی مأموریت می‌شود و پس از طی مسافتی طولانی به شهر ناحور می‌رسد، جایی كه برادر ابراهیم زندگی می‌كرد. این خدمتكار باوفا دو عمل مهم انجام می‌دهد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 20:59  توسط روژان  | 

برخيز ... وقت پرستش اوست

برخيز... پرستش محبوب نيكوست

برخيز ... پنهان نشو از نزدش

برخيز ... امروز او تو را پذيرد

برخيز...............................................

روزي همه گويند تو خداوندي

در حضورت زانو زنند

اما خوشابه حال آنانكه امروز تو را ستايند

برخيز ... وقت پرستش اوست

برخيز... پرستش محبوب نيكوست

برخيز ... پنهان نشو از نزدش

برخيز ... امروز او تو را پذيرد

برخيز...............................................

روزي همه گويند تو خداوندي

در حضورت زانو زنند

اما خوشا بحال آنانكه امروز تو را ستايند

روزي هم گويند تو خداوندي

در حضورت زانو زنند ** زانو زنند

اما خوشابحال آنانكه امروز تو را ستايند

امروز تو را با شادي ميپرستيم

فرياد شادماني زنيم** فرياد زنيم

به حضورت اي شاه آسماني باشادي ميشتابيم

 

برخيز.............................................

وقت پرستش اوست

برخيز.. پرستش محبوب نيكوست

برخيز ... پنهان نشو از نزدش

برخيز... امروز او تو را پذيرد

برخيز         برخيز           برخيز               برخيز             برخيز

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 19:4  توسط روژان  | 

 

خداوند تو را در روز تنگی مستجاب فرماید.نام خدای یعقوب تو را سر افراز نماید. نصرت برای تو از قدس خود بفرستد و تو را از صهیون تایید نماید. جمیع هدایای تو را به یاد اَورد و قربانی های سوختنی تو را قبول فرماید.سلاه. موافق دل تو به تو عطا فرمایدو همه ی مشورتهای تو را به انجام رساند.

به نجات تو خواهییم سرایید و به نام خدای خود٬ علم خود را خواهیم افراشت. خداوند تمامی مسألت تو را به انجام خواهد رسانید.

الان دانسته ام که خداوند مسیح خود را می رهاند٬ از فلک قدس خود او را اجابت خواهد نمود٬ به قوت نجات بخش دست راست خویش.

اینان ارابه ها را و اَنان اسبها را٬ اما ما نام یهوه خدای خود را ذکر خواهیم نمود. ایشان خم شده٬ افتاده اند  و اما ما برخاسته ٬ ایستاده ایم.  ای خداوند نجات بده! پادشاه در روزی که بخوانیم ٬ ما را مستجاب فرماید.** اَمین **

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 18:30  توسط روژان  | 

فصل‌ سوم‌

«اتحّاد بین‌ مرد و زن‌»

در فصل‌ اوّل‌ دیدیم‌ كه‌ ازدواج‌ در برترین‌ شكل‌ خود «ریسمانی‌ سه‌ لا» است‌ - عهدی‌ بین‌ یك‌ مرد، یك‌ زن‌ و خدا. در فصل‌ دوم‌، دریافتیم‌ كه‌ لازمه‌ عهد، قربانی‌ است‌ در غیر این‌ صورت‌، عهد فاقد اعتبار می‌شود. ما در این‌ فصل‌، این‌ دو اصل‌ را به‌ طور خاصّ به‌ عهد ازدواج‌ كه‌ در آن‌ ایمانداران‌ از طریق‌ ایمان‌ به‌ مسیح‌ متحّد می‌شوند، ربط‌ می‌دهیم‌.

قربانی‌ای‌ كه‌ پیمان‌ ازدواج‌ مسیحی‌ بر مبنای‌ آن‌ انجام‌ می‌شود، مرگ‌ عیسی‌ مسیح‌ است‌. او قربانی‌ای‌ است‌ كه‌ توسط‌ وی‌ از راه‌ ایمان‌، یك‌ مرد و یك‌ زن‌ می‌توانند با هم‌ رابطه‌ زناشویی‌ را به‌ طوری‌ كه‌ خدا مقرّر فرموده‌ است‌، برقرار كنند. همانگونه‌ كه‌ خداوند و ابرام‌ از میان‌ پاره‌های‌ حیوانات‌ ذبح‌ شده‌ گذشتند، همچنان‌ در ازدواج‌ نیز یك‌ مرد و یك‌ زن‌ از مرگ‌ عیسی‌ مسیح‌ كه‌ بخاطر آنها انجام‌ شد، گذشته‌ و وارد زندگی‌ و ارتباط‌ جدیدی‌ می‌شوند كه‌ بدون‌ مرگ‌ او غیر ممكن‌ بود. عهد ازدواج‌ مسیحی‌ در پای‌ صلیب‌ بسته‌ شده‌ است‌.

در به‌ نتیجه‌ رسیدن‌ این‌ ارتباط‌، سه‌ مرحله‌ متوالی‌ دیده‌ می‌شود. اول‌ اینكه‌، یك‌ زندگی‌ فدا می‌شود. هر یك‌ از طرفین‌ جان‌ خود را در راه‌ دیگری‌ می‌نهد. شوهر، مرگ‌ عیسی‌ مسیح‌ بر روی‌ صلیب‌ را به‌ یاد آورده‌ و می‌گوید: «مرگ‌ مسیح‌ در واقع‌ مرگ‌ من‌ بود. بر صلیب‌ مسیح‌ من‌ مردم‌ و حالا دیگر برای‌ خود زندگی‌ نمی‌كنم‌.» زن‌ هم‌ به‌ صلیب‌ نگاه‌ كرده‌ و همان‌ كلمات‌ را می‌گوید. «مرگ‌ مسیح‌، در واقع‌ مرگ‌ من‌ بود. من‌ بر صلیب‌ مسیح‌ مردم‌ و حالا دیگر برای‌ خود زندگی‌ نمی‌كنم‌


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 18:5  توسط روژان  | 

دستهای تو مرا ساخته و اَفریده است. مرا فهیم گردان تا اوامر تو را بیاموزم. ترسندگان تو چون مرا بینند شادمان گردند زیرا به کلام تو امیدوار هستم. ای خداوند دانسته ام که داوریهای  تو عدل است٬ و بر حق٬ مرامصیبت داده ای. پس رحمت تو برای تسلی من بشود٬ موافق کلام تو با بنده ی خویش. رحمت های تو به من برسد تا زنده شوم زیرا که شریعت تو تللذذ من است . متکبران خجل شوند زیرا به دروغ مرا اذیت رسانیدند. و اما من در وصایای تو تفکر میکنم .ترسندگان تو به من رجوع کنند و اَنانی  که شهادت تو را می دانند. دل من در فرایض تو کامل شود٬تا خجل نشوم.** مزمور۱۱۹ : ی **
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 16:51  توسط روژان  | 

 
 

مگر می‌شود از ناصرۀ جلیل آن دهکدۀ دور افتاده در آن ناحیۀ محقر چیزی خوب بیرون بیاید؟ (یوحنا ۱:‏۴۶). اما از همین شهر محقر جلیل بود که خدا مریم باکره را برگزید تا مادر عیسی گردد. (متی۱:‏۲۱-‏۲۳).

 مریم زنی آگاه و در انتظار وعدۀ خدا

همه چیز از همین جای محقر شروع شد. درک مریم از کتاب‌مقدس و تمایل او به اطاعت از خدا نشان می‌دهد که چقدر کلام خدا در او ریشه دوانیده بوده و به‌خوبی از پیشگویی اشعیای نبی خبر داشت که می‌گفت: «باکره‌ای آبستن شده، پسری به‌دنیا خواهد آورد و او را عمانوئیل خواهند نامید» (اشعیا ۷:۱۴).

آنچه که خدا از مریم می‌خواست با افتخارترین مسئولیتی بود که به یک زن عطا شده بود و مریم در مقابل این مسئولیت، اعتماد کامل خود را به خدا عرضه کرد؛ او تمامی وجود خود را به روح‌القدس تسلیم نمود (لوقا ۱:‏۳۴-‏۳۵). خبری که مریم از فرشته شنید دور از انتظار بود. اما او خود را با شادی تسلیم این خبر نمود. این مطلب را در نغمۀ شادی او می‌یابیم که در آن خداوند را جلال می‌بخشد (لوقا ۱:‏۴۶-‏۵۵). مریم وسیله‌ای در دست خدا بود و مجرای برکت برای تمامی بشر شد

ادامه مطلب فراموش نشه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 16:47  توسط روژان  |