1 اي خداوند، عدالت را بشنو و به فرياد من توجه فرما! و دعاي مرا كه از لب بي ريا مي آيد، گوش بگير!
2 داد من از حضور تو صادر مي شود؛ چشمان تو راستي را ببيند.
3 دل مرا آزموده اي، شبانگاه از آن تفقد كرده اي. مرا قال گذاشته اي و هيچ نيافته اي، زيرا عزيمت كردم كه زبانم تجاوز نكند.
4 و اما كارهاي آدميان به كلام لبهاي تو؛ خود را از راههاي ظالم نگاه داشتم.
5 قدمهايم به آثار قائم است، پس پايهايم نخواهد لغزيد.
6 اي خدا تو را خوانده ام زيرا كه مرا اجابت خواهي نمود. گوش خود را به من فرگير و سخن مرا بشنو.
7 رحمت هاي خود را امتياز ده، اي كه متوكلان خويش را به دست راست خود از مخالفان ايشان مي رهاني.
8 مرا مثل مردمك چشم نگاه دار؛ مرا زير ساية بال خود پنهان كن،
9 از روي شريراني كه مرا خراب مي سازند، از دشمنان جانم كه مرا احاطه مي كنند.
10 دل فربة خود را بسته اند. به زبان خويش سخنان تكبرآميز مي گويند.
11 الآن قدمهاي ما را احاطه كرده اند، و چشمان خود را دوخته اند تا ما را به زمين بيندازند.
12 مَثَل او مَثَل شيري است كه در دريدن حريص باشد، و مَثَل شير ژيان كه در بيشة خود در كمين است.
13 اي خداوند برخيز و پيش روي وي درآمده، او را بينداز و جانم را از شرير به شمشير خود برهان،
14 از آدميان، اي خداوند، به دست خويش، از اهل جهان كه نصيب ايشان در زندگاني است كه شكم ايشان را به ذخاير خود پر ساخته اي و از اولاد سير شده، زيادي مال خود را براي اطفال خويش ترك مي كنند.
15 و اما من روي تو را در عدالت خواهم ديد، و چون بيدار شوم، از صورت تو سير خواهم شد.
1 اي خداوند تا به كي هميشه مرا فراموش كني؟ تا به كي روي خود را از من خواهي پوشيد؟
2 تا به كي در نفس خود مشورت بكنم و در دلم هر روزه غم خواهد بود؟ تا به كي به دشمنم بر من سرافراشته شود؟
3 اي يهوه خداي من نظر كرده، مرا مستجاب فرما! چشمانم را روشن كن مبادا به خواب موت بخسبم.
4 مبادا دشمنم گويد بر او غالب آمدم و مخالفانم از پريشاني ام شادي نمايند.
5 و اما من به رحمت تو توكل مي دارم؛ دل من در نجات تو شادي خواهد كرد.
6 براي خداوند سرود خواهم خواند زيرا كه به من احسان نموده است.![]()
بخش 1 : اختلاف بین ایمان و امید
بخش 2 : ایمان یعنی عمل
بخش 3 : ایمان جواب را می پذیرد
بخش 4 : امیدی که به ایمان تبدیل شود نتیجه می دهد

اختلاف بین ایمان و امید
" ایمان یعنی اطمینان به اینکه آنچه امید داریم ، واقع خواهد شد ؛ ایمان یعنی یقین به آنچه اعتقاد داریم ، گرچه قادر به دیدنشان نمی باشیم ." عبرانیان 11: 1
در ترجمۀ مفات عهد جدید عبرانیان 11 : 1 می گوید: " ایمان یعنی اطمینان به اینکه آنچه امید داریم ، واقع خواهد شد ؛ حتی اگر آنرا نمی بینیم . در بک ترجمۀ اول آن آیه می گوید : " ایمان به امید موجودیت می دهد ". و ترجمۀ دیگری چینین می نویسید : " ایمان قرار دادی است که امید گرم تو را امضاء می کند ." روح القدس از طریق پولس بما می گوید ، ایمان یعنی دستگیر کردن واقعیت امیدی که ما نمی بینیم و رساندن آن به منطقۀ دیدن.
عهد جدید می گوید که "ایمان یعنی اطمینان به آنچه واقع خواهد شد ." مثلا شاید تو امیدواری که در آمدت به اندازه مخارجت باشد والی ایمان بهت اطمینان می دهد که تو هر موقع که احتیاج به پول داشته باشی ، پول خواهی داشت . تو امیدواری که به اندازه کافی نیروی بدنی داشته باشی که از عهدۀ کارت بر بیایی ؛ ولی ایمان می گوید :" خدا قدرت زندگی من است ، از کی بهراسم ؟" ، مزامیر 1 : 27 ، ترجمه انگلیسی . همانطوری که می دانیم ایمان با کلام خدا رشد میکند. رومیان 17 : 10 میگوید :" ایمان از موعظه آید ولی موعظه از قدرت کلام مسیح ." و ایمان همان چیزی را میگوید که کلام خدا می گوید. بی ایمانی یعنی ستیزه با کلام خدا .

متاسفانه بسیاری از مومنین با بی ایمانی سخن میگویند و با کلام خدا می ستیزند . و آنان خیلی تعجب می کنند وقتی کلام خدا براشون کار نمی کند . کلام خدا نمی تواند براشون کار کند چون جلویش می ایستد . اگر میخواهی کلام خدا برایت کار کند ؛ طرف کلام را بگیر.
یکی از بهترین راه های شناختن یک چیز آن است که بدانی آن چیز چی نیست . وقتی که بدانی چی نیست – می توانی بهتر بفهمی که آن چی هست . بذارید از همین طرز فکر استفاده کنیم در این تعلیم . اولا ایمان امید نیست . وقتی در مورد دریافت روح القدس ، یا شفا ، یا جواب دعا صحبت می کنیم ، اکثر انسانها امیدوارند که جواب بگیرند . ولی میدونی که امید کاری را انجام نمی دهد ، بلکه ایمان عمل میکند . ایمان هست . اگر الان نیست ، پس ایمان نیست.
وقتی کسی میگوید :" من فکر می کنم یک روزی روح القدس را دریافت کنم ،" این ایمان نیست بلکه امید است . امید همیشه در زمان آینده حرف می زند و به آینده اشاره می کند . . .
برای ادامه لطفا کتاب را دانلود کنید![]()

شاید یکی از فرزندان خدا که این چند سطر را می خواند و بار غم و یاس او را منکوب کرده است خداوند را فریاد بزند و انتظار داشته باشید که خدا بگوید : « شجاع باش .. من هستم .. نترس » اما هیچ جوابی نیست .. سکوت ....

زمانی که نمی توانیم بفهمیم او چرا هیچ گونه پاسخی به ما نمی دهد .. قلب پر محبت خدا از شنیدن ناله و شکایت های برخاسته از قلب ضعیف ما چقدر به درد می آید. سکوت عیسی خداوند همان قدر مهم و معنی دار است که صحبت کردن او و این ممکن است نشانه رضایت او باشد و نه ضعف عدم پذیرش ..
ای جان من چرا افتاده ایی ؟ یک بار هم او را به خاطر سکوتش تمجید نما .
شبی ایمانداری در خواب سه نفر را دید که نشسته در حال دعا هستند . استاد به نفر اول نزدیک شد و با محبت فراوان بطرف او مایل شده و پس از اینکه با لبخندی شیرین و صدایی دلنشین صحبت هایی با او کرد به طرف نفر دوم رفت .. دست خود را با محبت و اطمینان بر سر فرو افتاده او گذارده و به سوی نفر سوم رفت و بدون اینکه کنار او بایستد یا این که چیزی بگوید از وی دور شد . ایماندار بی نهایت تعجب کرد که چرا ؟!
استاد کنار او آمده گفت : « هوشیار باش که آنچه انجام داده ام اشتباه تفسیر نکنی .. اولین نفر را که دیدی .قدم برداشتن - در راه تنگ من هر لحظه به سخنان پر محبت و کمک من نیاز دارد .. د ر غیر این صورت لغزش خواهد خورد . نفر دوم ایمانی قوی تر و محبتی عمیق نسبت به من دارد طوری که در همه شرایط زندگی و همه مخالفت هایی که علیه او انجام می گیرد . می ایستد . اما نفر سوم عمیق ترین عشق و محبت و ایمان را نسبت به من دارد و من او را با سخت ترین شیوه ها تربیت می کنم برای خدمتی بسیار عالی و مقدس . او از من شناختی آن قدر صمیمانه دارد که به ابزار محبت های ظاهری احتیاجی ندارد . او به تمام نظم و ترتیب کار من اعتماد دارد . حتی اگر بر خلاف منطق بشری به نظر بیایند . او می داند که چیزی را که الان درک نمی کند . در ابدیت خواهد فهمید .»
