تبليغاتX
ناجــي قلبــــــم

« ...بحديكه از جان هم مايوس شديم ... تا برخود توكل نكنيم بلكه بر خدايي كه مردگان را بر مي خيزاند» ( دوم قرنتيان 1 : 8-9 )

    راه ها و مراحل سخت زندگي ارزش هاي آن را به ما نشان مي دهند و  طريق ارزيابي آنها  را به ما         مي آموزند. پس از هر مصيبت سخت ، مثل اين است كه زندگي تازه اي را شروع مي كنيم و بركات و زندگي لذت بخش پيش از آن براي ما گرانبهاتر به نظر مي رسد، و مي خواهيم آنها را با ميل و اشتياق بيشتري براي خدا و همنوعان خود بكار ببريم .

     اما بعضي ها هستند كه به طور سطحي با مسائل برخورد مي كنند . آنان يك طرز فكر يا يك وعده را سبك مي گيرند ، و كساني را كه با ترس به مشكلات مي نگرند مورد سرزنش قرار مي دهند . آنهائي كه واقعا رنج بسياري را تحمل كرده اند اين گونه به مسائل نزديك نمي شوند ، آنان با رنج ديدگان رنج مي كشند و همدردي مي كنند و مي دانند مصيبت چيست .

     روبرو شدن با تجربيات و اوضاع سخت براي پيش راندن ما به جلو ضروري هستند . آنها مانند كورة  كشتي مي باشند كه قدرت حاصل از شعله هاي آتش آن موجب حركت هماهنگ تمام دستگاه ها مي شوند و آن را از ميان آب هاي عميق ، طوفان هاي سهمگين و امواج كوه پيكر به سوي بندري مطمئن هدايت مي نمايند .

آ.ب. سيمپسون
--
پس همين فكر در شما باشد كه در مسيح عيسي نيز بود  
Let this mind be in you, which was also in christ jesus

( Philipians 2:5 )  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 22:26  توسط روژان  | 

غم به طور حيرت انگيزي بي فكر است . آن نه مي خواهد ياد بگيرد و نه بفهمد . آيا دو خواهري كه به كنار قبر عيسي آمدند ، درباره رستاخيز خداوندشان و بخصوص گفته هاي او درباره رستاخيز خويش چيزي ياد گرفته و يا فهميده بودند؟ آنها بجز مرگ مسيح بر صليب چيزي نمي دانستند .

     دل هاي سوگوار بسياري از قبرستان غم هاي خود قيام نموده اند ، اما شاهدان محزون بسيار ديگري درك نكرده اند كه آنچه در ضعف كاشته شده است روزي در قوت خواهد برخاست . تسلي دل هاي سوگوار در اين است . اين زن ها تصور كردند كه زندگي عيسي در قبر خاتمه مي يابد ، در حالي كه اين تداركي بود براي تاجگذاري مسيح.

    اما آنها درك نكرده و ياد نگرفته بودند . عزادار بودند و گريه مي كردند و باز به سوي قبري بر مي گشتند كه فقط و براي هميشه قبر بود ،ساكت و غمگين .

 در مورد بسياري از ما نيز همين گونه است . هركس قبري دارد ، كه در كنارش مي نشيند و مي گويد :      « اين درد و رنج من درمان ندارد، من در اين هيچ مفهومي نمي بينم ، من هرگز تسلي نخواهم يافت .»  اما درست در همين اوضاع قبرستاني و نااميد كننده ما است كه خداوند با قوت قيامش منتظر است تا بر ما آشكار شود . هر جا اميد كاملا ناپديد مي شود ، بركات فراوان آغاز مي گردد . در تاريك ترين لحظه ها است كه پرتوهاي درخشان نور طلوع مي كند . وقتي ببينيم كه خدا دردهاي ما را شفا داده و به ما تسلي بخشيده است ، رنج ما كاهش خواهد يافت .

--
پس همين فكر در شما باشد كه در مسيح عيسي نيز بود  
(Let this mind be in you, which was also in christ jesus( Philipians 2:5  

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 12:9  توسط روژان  | 

كتاب مقدس مي گويد كه ابراهيم به بدن ناتوان خود نگاه نكرد و نا اميد نشد ، زيرا او نگاهش را نه بر بدن خود بلكه به خدايي كه وعده را داده بود و نسبت به وعده خود نيز وفادار بود متمركز نمود.

 

   او هرگز نسبت به وعده خدا ترديد ننمود ، بكله برعكس با شجاعتي نزلزل ناپذير ، راست و استوار بر روي وعده خدا ايستاد و در قوت ايمان ، خدا را كه به او اعتماد كرده و وعده را داده بود ، تمجيد نمود . ابراهيم به خوبي مي دانست كه خدا در انجام وعده اش هم وفادار است و هم توانا. خدا، خداوند بي نهايت توانايي است . اين تنها ما هستيم كه نسبت به او در محدوديت به سر مي بريم . افكار ما ، درخواست هاي ما و دعاهاي ما بسيار محدود هستند . انتظارات و توقعات ما خيلي كم هستند . او مي خواهد شناخت ما را نسبت به خود تقويت نمايد تا شناختي واضح و شفاف از او داشته باشيم ، و انتظارات ما را و انتظار به واقعيت پيوستن آنها را در ما بالا ببرد . او ما را براي اين چيزها دعوت نموده است . او تنها سرچشمه همه نيكوئي هاي ما است . تنها ميزان براي خدا ميزان قدرت الهي خود اوست كه در ما عمل مي كند ، و ما هرگز نبايد تلاش كنيم اين قدرت را محدود نمائيم، زيرا بي نهايت است .

پس همين فكر در شما باشد كه در مسيح عيسي نيز بود  
 (Let this mind be in you, which was also in christ jesus ( Philipians 2:5 

 
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 13:26  توسط روژان  |