من تقويت كننده خود را در آنجا نيافتم . سپس فكر كردم كه آرامش خود را بايد در كوه ها بيابم و به آنجا رفتم اما آنها هم همان را گفتند و مرا قانع نكردند . آه ، آن وقت به خودم گفتم كه من احتياج به درياي محبت و صميميت خدا دارم .

براي حكمت هم درياها گفتند :« نزد ما نمي باشد * « زر خالص به عوضش داده نمي شود و نقره براي قيمتش سنجيده نمي گردد» ( ايوب 28 : 15 ) و يك بار ديگر ديدم كه مسيح حكمت ما و برآورده كننده نيازهاي ما است . دوستي جاودانگي و مكاشفه محبت عظيم او آرامش بخش حقيقي ماست .
شما نمي توانيد عقاب را در جنگل به بند بكشيد . شما مي توانيد بسياري از پرندگان آوازخوان مورد علاقه او را به دورش جمع كنيد ، با درختان بلوط او را احاطه نمائيد و تمام دانه هاي مورد علاقه اش را براي خوراك در اختيارش بگذاريد . اما عقاب به آنها بي اعتنايي خواهد كرد و بالهايش را به حركت در آورده به سوي بلندي هاي كوه ها اوج خواهد گرفت . به قله هاي آلپ خيره خواهد شد كه در آنجا به دنيا آمده و بزرگ شده و آموخته است تا صداي سرود و آواز طوفانها و آهنگ آبشارها را بشنود.
روح انسان در پرواز و جستجوي عقاب گونه اش ، رضايت و آرامي خويش را فقط در صخره جاوداني ، خداوند عيسي مسيح ، خواهد يافت . وطن و مسكن ابدي او صحن هاي آسمان هستند . اسلحه دفاع و نبرد او صفات تغييرناپذير شخصيت الهي مي باشند
اي خداوند ، تو پناهگاه ما هستي نسل اندر نسل .
پس همين فكر در شما باشد كه در مسيح عيسي نيز بود
(Let this mind be in you, which was also in christ jesus ( Philipians 2:5