ایمانت را از دست نده. بر روی اعتراف ایمانت بایست و شک و دودلی به خودت راه نده. تو می بینی، وقتی به نظر می رسد که هیچ اتفاقی نمی افتد، ایمان شما در حال امتحان است. در یعقوب فصل 1 آیه 3 می گوید، امتحان ایمان شما صبر را پیدا می کند. به عبارت دیگر، وقتی ایمان شما در حال امتحان است، قدرت صبر را به مرحله عمل و اجرای می گذارد. ایمان و صبر دست در دست هم کار می کنند آنها همیشه با هم کار می کنند.

صبر یک نیرو و قدرت روحانی است که ایمان تو را پشتیبانی و حمایت می کند، بنابراین وقتی ایمان شما امتحان شد، قدرت صبر ایمان شما را به حرکت در می آورد. پس به جای اینکه ایمانتان را از دست دهید و بر خلاف آنچه کلام خدا می گوئید، شما قوت خواهید یافت و قوی تر می شوید بوسیله نیروی صبر بنابراین شما ثابت و محکم می مانید.
کلام خدا را در درجه اول اهمیت قرار دادن
در مزامیر فصل 112 تصویری خدای شخص ایماندار. قلب استوار، استوار و محکم می گردد در نتیجه قرار دادن کلام خدا در درجه اول اهمیت و اجازه دهیم کلام نسبت به چیزهای دیگر برتری داشته باشد.
زمانیکه ما از کلام خداوند پر و لبریز شویم و اجازه دهیم کلام در قلب های ما استوار گردد، پس از آن تصویر ما و خدا یکی خواهد شد. ما شروع می کنیم خودمان را دیدن همانطوری که خدا ما را می بیند.
چون او به آن ایمان دارد، او با هر آنچه که ببیند و یا قبلا در مدت 2000 سال پیش دیده است لغزش نم خورد. او ما را از طریق کار نجات در جلجتا می بیند. او ما را از طریق خون مسیح می بیند. من معتقد هستم که خدای پدر ما را به عنوان انسان هائی می بیند با قلب های استوار و محکم مان که غیر قابل لغزش است. حال وقت آن است که بدن مسیح با آن تصویر یکی شود. وقت آن رسیده که مسیحیان شیر روحانی را کنار گذاشته و گوشت مقوی که کلام خدا است را دریافت کنند. در این روز و زمان شما نمی توانیم کلام خداوند را در درجه اول اهمیت قرار ندهیم. چیزهائی که در این روزها اتفاق می افتد.
این مسئولیت ما است به عنوان شخص ایمان دار که آنقدر در کلام خدا استوار و محکم بایستیم که هیچ چیز ما را نلرزاند. و ما با جرأت بایستم در مقابل هر شرایطی و اعتراف کنیم بدون هیچ شک و تردیدی، ما از یک فتح کننده هم بیشتر عمل می کنیم!
وقتی در کلام خدا استوار شوی، تو برای شیطان فرد بسیار خطرناکی می گردی. از طریق کلام، تو می توانی کاملا کارهای او را در زندگی خود در خانواده، محل کار، شهر و ملیت و حتی در جهان متوقف سازی! شخصی که از کلام خدا پر است یک وسیله نقلیه ای است که قدرت خدای بلند مرتبه را دارد. قدرت آفرینش گر در کلامش است. پس جای تعجبی نیست که شیطان آنقدر سخت تلاش می کند تا کلام را از قلب شما بیرون آورد. شما باید آماده دفاع باشید و اجازه ندهید به او که در تلاشش موفق شود و کلام را بدزدد. یعقوب نوشت در مقابل شیطان ایستادگی کن و او از تو فرار خواهد کرد.
عیسی نمونه ای بود برای ما که چگونه در مقابل شیطان ایستادگی کنیم. او کلام خدا را گرفت و گفت، نوشته شده است که ... عیسی داشت با شیطان می جنگید با شمشیر دولبه روح – کلام خدا. وقتی شیطان آمد که کلام را از تو بدزدد، کلام را بگیر و ایستادگی و مقاومت کن با آن. او از تو فرار می کند! یک تصمیم خوب بگیر برای استوار شدن در کلام خدا برای قوی شدن در قدرت خداوند. لحظه ای که تو این تصمیم را می گیری، شیطان و قدرت های جهنمی هیچ کاری برای متوقف کردن تو نمی توانند کنند! 
آمین
این موضوع، خیلی مهم است که شما درک کنید احتیاج و نیازتان را نسبت به استوار کردن قلبتان در کلام خدا. اما مهم تر از آن این است که بدانیم چگونه در موردش اقدام کنیم. این خنده دار است برای من که به شما بگویم اهمیت استوار کردن قلبتان را در کلام خدا بدون اینکه دستور عمل چگونگی انجام آن را بدهم. مبلغ بسیار زیادی پول و انرژی صرف شده است برای یاد دادن به بشر که چگونه بدن خودشان را بنا کنند.
پول و انرژی بیشتری صرف شده است برای توسعه دادن و بناکردن مغز بشریت اما یک قسمت است که تفریبا کاملا نادیده گرفته شده و آن استوار کردن، بنا کردن و تمرین کردن روح بشر است.
باید مهم ترین موضوع برای بشر این باشد که در مورد روح خودش تعلیم بگیرد و روح او بر جسم و افکارش برتری یابد.
این قصد و نیت خدا است برای بدن مسیح. شخص ایماندار امروزه باید طبق کلام خدا جسم و فکرش را فرمانروائی کند و اداره نماید.
یک راه و روشی در کلام خدا وجود دارد که قلب شما می تواند در کلام خدا استوار گردد. آن روش این است که در کلام تفکر نمائید. تفکر کردن در کلام خدا کلید داشتن یک قلب محکم و استوار است. خدا به یوشع گفت که در کلام تفکر نماید.
به کتاب یوشع نگاه کنیم در فصل 1 آیه 8 می گوید: این کتاب تورات از دهان تو دور نشود، بلکه روز و شب در آن تفکر کن تا بر حسب هر آنچه در آن مکتوب است متوجه شده، عمل نمائی. در ترجمه تفسیری می گوید... و سپس تو باید با حکمت رفتار نمائی و کامیاب شوی. در این آیه است فرمول خدا برای شکوفائی و موفقیت و با حکمت رفتار کردن در تمام ترس ها و نگرانی های زندگی در مورد کلام صحبت کنید؛ تفکر نمائید و طبق آن عمل نمائید.تفکر کردن در کلام خدا باعث می شود کلام خدا در درون شما باقی بماند. باعث می شود که قلب شما پابرجا و استوار گردد. در نتیجه شما تحت هیچ شرایط و موقعیتی در اطرافتان جنبش و لغزش نخواهید خورد. بیائید با هم به کتاب مزامیر فصل 1 آیات 1 تا 3 نگاهی بیندازیم. خوش بحال کسی که به مشورت شریران نرود و به راه گناهکاران نایستد، و در مجلس استهزاکنندگان ننشیند، بلکه رغبت او در شریعت خداوند است و روز و شب در شریعت خداوند است و روز و شب در شریعت تفکر می کند. پس مثل درختی کاشته شده نزد نهرهای آب خواهد بود. این شخص در کلام خدا شادمانی می کند و او روز و شب در آن تفکر می نماید. در نتیجه او در هر شرایطی پر ثمر است و او رونق می بخشد در هر آنچه او نیز دستی داشته و کاری انجام داده کلید موفقیت روز و شب در کلام خدا تفکر کردن است.
تفکر کردن بیشتر است از فقط خواندن کلام. تفکر کردن در کلام خدا معنی اش این است که افکارت را طبق کلام خدا تطبیق ده و روز و شب به کلام خدا در فکرت توجه داشته باش. شما می توانید در کلام خدا تفکر نمائید حتی زمانیکه در ماشین در حال رانندگی هستید، خرید خانه می کنید، ظرف می شویید و یا زمانیکه بر سر میز شام هستید. 
در کلام خدا هفت مکاشفه اصلی و مهم وجود دارد که هر شخص ایمانداری باید در آنها استوار باشد. وقتی تو در این موارد استوار شدی به مرحله ای می رسی که تحت هیچ شرایطی جنبش نخواهی خورد. تو همان طوری خواهی بود که عیسی در کتاب متی فصل 24 می گوید، هر آنچه شیطان به طرف تو پرتاب کند آسیبی نخواهی خورد. پولس رسول در این مکاشفات استوار شده بود. مسیح خداوند شخصا این مکاشفات را بر او آشکار ساخته بود. پولس فهمید اقتدار ایماندار
این مکاشفات قسمت حیاتی و مهم زندگی او بود! بنابراین پولس توانست که در مقابل مرض ها، دردها، بی خانمانی ها و ارواح خبیث و شیطانی بایستد و حتی با جهنم نیز می توانست روبرو شود و بگوید، " من معتقد هستم هیچ کدام از این موارد نمی تواند مرا از محبت مسیح جدا سازد. " چون من ماوراء همه این چیزها هستم. این همه مکاشفه باید برای تو آنقدر حیاتی و مهم شود که تو به عنوان یک شخص ایماندار محکم و تأثیر ناپذیر بر خلاف چیزهایی که در دنیای اطراف اتفاق می افتد با قوت بایستی. این چیزی بود که مسیح دعا کرد وقتی گفت، پدر اراده تو آنچه در آسمان است بر زمین کرده شود. آسمان تحت تأثیر اتفاقاتی که روی زمین می افتد قرار نمی گیرد و عیسی اشاره ای داشت به این موضوع که ما باید قسمتی از آسمان را در جائی که هستیم تجربه کنیم و داشته باشیم. ما باید قادر باشیم طوری زندگی کنیم که گوئی بهشت روی زمین است. ما خواده شده ایم که شرایط اطرافمان را با کلام خدای زنده تحت تأثیر قرار دهیم. اگر شرایط زندگی تو طبق کلام خدا نیست آن شرایط را طبق کلام خدا عوض کن!
با کلام خداوند که در قلبت استوار شده، تو همانند شخصی که در مزامیر فصل 112 می گوید خواهی شد؛ دلت استوار خواهد شد؛ تو بر خدا توکل خواهی کرد و اصلا با کارهای شیطان جنبش نخواهی خورد. لحظه ای که مشکلات و سختی ها به اوج خود می رسد، این مکاشفات که از کلام خدا است درون تو فعال خواهند شد و آنها از دهانت جاری می شوند. کلماتی که تو به آنها صحبت می کنی بر طبق کلام خداوند خواهد بود و مشکلات در نزد تو می گریزد. هیچ سلاحی در برابر تو پیروز نیست!
مکاشفه شماره 1
حقیقت نجات
اولین مکاشفه این است که تو باید در حقیقت نجاتت در مسیح استوار شوی – به عنوان شخص ایماندار برای تو چه معنائی می دهد. کتاب عبرانیان فصل 9 آیات 14 – 11 در مورد کاری که مسیح کرد برای بدست آوردن نجات ما از طریق خونش صحبت می کند. آیه 12 می گوید .... با خون خود، یک مرتبه فقط به مکان اقدس داخل شد و فدیه ابدی را یافت.
سه حقیقت مهم وجود دارد در رابطه با کار نجات مسیح که هر شخص ایماندار باید آنها را بداند!
1- نجات ما از پیش مهیا شده بود. ( دریافت شده بود )
در کتاب عبرانیان فصل 9 آیه 12 ما فقط چیزی را که در زمان گذشته انجام شده است را دوباره تکرار می کنیم، مهیا شده بود.
2- نجات ما نجاتی است ابدی. اگر این نجات ابدی است، پس شیطان تا به ابد مغلوب و شکست خورده است! گناه و شیطان در هیچ زمینه ای خداوند تو باشد.
3- نجات ما در حال حاضر مؤثر و کاری است. تو مجبور نیستی که صبر کنی و زمانی که وارد بهشت شدی از ثمره نجاتت لذت ببری. نجات تو در حال حاضر هم در دسترس است!
پولس رسول در کتاب افسسیان چیزهای بسیار مهمی در مورد نجات نوشت. کتاب افسسیان فصل 1 آیات 3 – 9 . آیه 7 می گوید، در وی به سبب خون او فدیه یعنی آمرزش گناهای را یافتیم. نجات ما یک حقیقت ثابت و تغییر ناپذیر است.
عیسی آخرین قربانی زیر عهد ابراهیم بود. او بره خدا بود که از طریق کاهن اعظم بر روی مذبح صلیب برای ما قربانی شده دیگر هرگز لازم نیست که انسانی خون گوساله و برها را بریزد به عنوان قربانی و فدیه گناهان جهت آمرزش از گناه!
وقتی خدای پدر او را پادشاه آسمان و زمین اعلام کرد و مسیح به زمین برگشت، تمام قدرت آسمان و زمین به من داده شده است. ( کتاب متی فصل 28 آیه 18 ). او با قدرتش چه کرد؟ آیا او قدرتش را با خود به آسمان بُرد؟ خیر. او گفت: پس به همه امت ها بروید و در نام من این کارها را انجام دهید....
مسیح قدرتی را که به او داده شده بود به دست انسان ها سپارد. سپس او به آسمان صعود کرد و به دست راست خدای پدر جای گرفت. او در آنجا نشسته است، منتظر دشمنانش است که آنها را پایمال کند.
خدا به ما اقتداری را داده است که مسیح از شیطان آن را بازپس گرفت. حال وظیفه و مسئولیت ما است که شیطان را زیر پاهایمان نگه داریم. تو نباید به شیطان اجازه دهی که زندگیت را اداره کند و همچنین نگذاری که شیطان خداوند امور مالی و زندگیت شود. وقتی تو در نجات خود پایدار و محکم بشوی – نجاتی که مسیح با قیمت گرانبهائی برای تو فراهم کرد – تو اجازه نخواهی داد که شیطان بر تو غلبه کند در هر موردی!
بیائید با هم به کتاب غلاطیان فصل 3 آیات 13 ، 14 نگاهی کنیم تا ببینیم نجات ما چه چیزهائی را در بر می گیرد. تو باید این آیه را قلبا باور داشته باشی. مسیح ما را از لعنت شریعت باز خرید کرد چونکه در راه ما لعنت شد: چنانکه مکتوب است، ملعون است هر که بر دار آویخته شود: تا برکت ابراهیم در مسیح عیسی بر امت ها آید تا وعده روح را بوسیله ایمان حاصل کنیم.
شما باز خرید شده اید از لعنت شریعت! کتاب تثنیه فصل 28 آیه 15 را بخوان و تو چیزهائی که در این لعنت شامل هستند را خواهی دید. هر نوع بیماری، مرض، مصیبت و تنگی که می تواند برای بشر وجود داشته باشد. حتی در آیه 61 می گوید، و نیز همه مرض ها و همه بلایائی که در طومار این شریعت مکتوب نیست آنها را خداوند بر تو مستولی خواهد گردانید تا هلاک شوی. این آیه همه چیز را دربر می گیرد از ریشه ناخن گرفته تا بیماری سِل!
در کتاب غلاطیان فصل 3 آیه 29 می گوید، نجات ما چه چیزی را خریداری می کند. اما اگر شما از آن مسیح می باشید، هر آینه نسل ابراهیم و بر حسب وعده، وارث هستید. کتاب تثنیه فصل 28 آیات 1 – 4 در مورد تمام برکاتی که به ابراهیم داده شد صحبت می کند. آنها را مطالعه کرده و در روحت استوار ساز. سپس ملاحظه می کنی که با خدا عهد و پیمانی داری که بوسیله خون عیسی مسیح امضاء شده است. مسیح ضامن این پیمان است و هم اکنون این برای شما مؤثر خواهد بود. تو حق قانونی داری که توسط خدا متبارک باشی. در کتاب تثنیه فصل 28 آیه 7 می گوید، خداوند هر آنچه را که بر آن دست گذاری برکت خواهد داد. اگر دشمنان تو از یک جهت مخالف تو آیند خداوند آنها را از هفت جهت فراری خواهد داد! خداوند گفت من تو را سر و رأس قرار می دهم نه دُم – که تو در بلندی قرار گیری و نه پَستی!
چگونه حقیقت نجاتت در مسیح روی مسائلی که در اطرافت اتفاق می افتد در حال حاضر تأثیر می گذارد؟ زمانیکه تو در حقیقت نجاتت استوار و محکم شدی، تو به اقتدارت به عنوان شخصی ایماندار پی خواهی بُرد؛ تو درک خواهی کرد که مجبور نیستی در مقابل مانع هائی که شیطان در مسیر راهت قرار می دهد بایستی. در کتاب افسسیان فصل 1 آیه 22 می گوید که خدا همه چیز را زیر پاهای مسیح قرار داد. پاها کجا هستند؟ زیر بدن قرار دارند و شخص ایمان خود بدن را تشکیل می دهد. تمام قدرت در زیر پاهای مسیح قرار گرفته شده است. پس بنابراین تمام قدرت زیر پاهای تو نیز قرار گرفته است. تو به عنوان شخصی قدوس ارث و میراثی داری، نجات و اقتدار تو قسمتی از این میراث هستند.
تو باز خرید شده ای و کتاب مقدس می گوید، آنهائی که نجات یافته اند بگویند. با شهادت و جرأت بگو که نجات تو در زندگی ات چه معنائی دارد! مسیح قیمت گرانبهائی برایش پرداخت! من اصلا نمی پذیرم که زیر مکرهای شیطان بروم و اجازه بدهم که او فکر کند می تواند بر من پیروزی یابد پس از کاری که مسیح برای آزادی و باز خرید کردن من در جلجتا کرد. پسر مرا آزاد ساخته است و من واقعا آزاد هستم! نجات تو هم اکنون موثر و کاری است. در آن جای گیر و محکم و استوار باش.

آیاتی که ما بطور مخصوصی می خواهیم در مطالعه این کتاب از آنها استفاده کنیم در آیات شماره 7و 8 یافت
می شوند. بیائید دوباره به این آیات نگاهی بیندازیم. من می خواهم اینجا با دقت بیشتری توجه کنید که مزامیر چه می گوید. از خبرهای بد نخواهد ترسید: دل او پایدار است و بر خداوند توکل دارد. دل او استوار است و نخواهد ترسید تا آرزوی خویش را بر دشمنان خود ببیند.
مزامیر فصل 112 شخصی را توصیف می کند که دلش در کلام خدا استوار است.او از خبرهای بد نمی ترسد.
او با شواهد ضد و نقیض جنبش و لغزش نمی یابد و با فشارها و سختی های این دنیا جنبش نمی خورد. قلبش استوار است و به خدا اعتماد دارد.
امروزه در زمانی زندگی می کنیم که پر است از مواقعی که ما نگران و آشفته می شویم، می ترسیم و یا به سادگی با خبرهای بد قلبمان می لرزد. خبرهای رادیوئی و تلویزیونی نیز همچنان از این مسائل پر است. تو می توانی به نگرانی ها و مشکلات این دنیا نگاه کنی و یا به خبرهای بد گوش کنی و راجع به آنها با افراد دیگر صحبت کنی؛ اما توجه داشته باش که تو با این کار فقط کار شیطان را بزرگتر جلوه می دهی و او را جلال می بخشی.
کتاب مقدس می گوید: جائی که گناه زیاد گشت، فیض بی نهایت افزون گردید ( کتاب رومیان فصل 5 آیه 20 ) امروزه، ما در موقعیت عالی هستیم.
تو باید یک حقیقت بسیار مهم را درک کنی که: شخص ایماندار امروزه می تواند در میان تمام مشکلات و فشارهای این دنیا زندگی کند بدون اینکه بلرزد. تو می توانی با قلبی استوار در خداوند زندگی کنی و بر خداوند توکل نمائی و از هر چیزی که شیطان می خواهد بر زمین کرده شود، نترسی.
آیه ششم کتاب مزامیر در فصل 112 می گوید، زیرا که تا به ابد جنبش نخواهد خورد. آیا در مدت شش ماه گذشته زندگی مسیحانه ات، این اعتراف تو بوده است؟ آیه 7 می گوید: او از خبرهای بد نخواهد ترسید. آیا می توانی اعلام نمائی که در طی شش ماه گذشته زندگی مسیحانه ات از خبرهای بد ترسیده ای؟ اگر تو نمی توانی چنین اعلامی کنی، پس نشان می دهد که دلت در خداوند استوار نیست. اگر تو با اتفاقاتی که در دنیا می افتد نگران می شوی، اگر تو می ترسی و یا قلبت می لرزد و یا نسبت به موقعیت کنونی دنیا بی ثبات و ناپایدار هستی پس مطمئن باش که دلت در خداوند استوار نیست. من با اشاره کردن به این نکته منظورم این نبود که تو را محکوم کنم.
قصد و منظورم این است که فکرهای تو را تصحیح کنم و توجه تو را به این مسائل جلب کنم تا بتوانی در موردش کاری انجام دهی. اگر تو می خواهی مثل شخصی که در کتاب مزامیر فصل 112 توصیف کرده شد، باشی پس تو باید به مرحله ای برسی که با هیچ چیز لغزش نخوری. نه با چیزهائی که می شنوی و نه با چیزهایی که می بینی و یا احساس می کنی. دل استوار در کلام زنده خداوند ساکن شده و بر آن توکل دارد. دل استوار و محکم می داند که در هر شرایطی فقط حضور خدا کافی است و خدا احتیاجات او را برآورده خواهد کرد بر حسب دولت خویش در جلال عیسی مسیح.
من متقاعد هستم که این قصد و هدف خدای پدر است برای هر شخص ایمانداری.
قلب استوار به خدا توکل دارد و به او اعتماد می کند. اگر تو می خواهی به خدا اعتماد داشته باشی پس باید به کلام او نیز اعتماد کنی زیرا که خدا و کلام او هر دو یکی هستند. به غیر از کلام خدا راه دیگری نیست که تو بتوانی قلبت را بوسیله آن استوار و پابرجا کنی. فقط نیاز به کلام خدا است که کار را به اتمام می رساند.
ما خوانده ایم که نویسنده کتاب مزامیر در مورد قلب استوار چه می گوید. حال ببینیم عیسی در کتاب متی فصل 24 چه تعلیمی داده است. عیسی به شاگردانش در مورد نشانه های بازگشتش و زمانهای آخر تعلیم می دهد.
من باید تو را نسبت به موضوعی آگاه کنم و آن این است که این آیات را ازدیدگاه مذهبی نخوان. چرا که اگر این کار را کنی چیزی که روح خدا به عیسی دستور می دهد را از دست می دهد و متوجه نمی شوی. اگر تو این آیات را ازدیدگاه مذهبی بخوانی فقط مشکلات و سختی های آن را خواهی دید و فکر می کنی که ما در این دنیا هستیم برای دردسر کشیدن، نفرین شدن و در هلاکت و نابودی زندگی کردن. چیزهایی را که عیسی در اینجا به آنها اشاره می کند برای انسان ها تکان دهنده است. این صحبت ها کمی قلب را می ترساند. اگر چه، شما باید در نظر داشته باشید که عیسی همیشه در مورد خبرهای خوب صحبت می کند و نه بد. کتاب مقدس به ما می گوید که عیسی پایه گذارو تمام کننده ایمان است نه ترس ( کتاب عبرانیان فصل 12 آیه 2 ). در هر موعظه ای که عیسی می کرد مسح روح القدس بر او بود و برای آفریدن و دمیدن ایمان در مرکز قلب ها برنامه ریزی شده بود. حال ببینیم عیسی چه تعلیمی داد. در کتاب متی فصل 24 می گوید که حتی در وسط بدترین حملات شیطان، ما نباید نگران و آشفته شویم بلکه ما باید ماورای نیازمندی ها و سختی های این دنیا زندگی کنیم.

ما باید قلب هایمان استوار باشد، از مکاید شیطانی نترسیم و ما باید در کارهای خدا پیشرفت و حرکت کنیم. توجه نمائید به کلام عیسی در کتاب متی فصل 24 آیه 4 . شاگردانش از او سئوالی منطقی کردند: علامت فرا رسیدن
پایا ن این عصرچیست؟
اولین پاسخش این بود: هشیار باشید تا کسی شما را گمراه نکند. چرا او چنین حرفی را اول زد؟ برای اینکه درک کرده بود در میان نشانه های بازگشت او و انقضای عالم، بسیاری موعظه وجود خواهد داشت که آنها از انجیل نیستند. این وظیفه هر شخص ایمانداری است که فرق بین حقیقت انجیل و تعلیمات اشتباه را تشخیص دهد.
عطایای پنجگانه داده شده است تا کلام موعظه شود به منظور به کمال رسیدن مقدسین ( که بدن مسیح می باشند ) افسسیان فصل 4 آیات 11 – 12 .خادم خدا نمی تواند تو را به کمال رساند؛ تنها کاری که می تواند کند موعظه کلام است. این به تو بستگی دارد و خواست شخصی خود ایماندار است که به آن حد کمال رسد. طرز عمل کرد تو نسبت به کلام، کمال را در زندگی ات خواهد آورد.
مسئله دیگری که می خواهم شما توجه کنید فصل 24 آیه 6 کتاب متی است. جنگ ها و اخبار جنگی را خواهید شنید، هشیار باشید که مضطرب و نگران نشوید....
عیسی لیستی تهیه کرده از مسائلی که باید قبل از بازگشتش اتفاق افتد – جنگ و خبرهای جنگ، قومی در مقابل قومی دیگر مقاومت می کند، وبا، قحطی ها و زلزله ها اتفاق می افتند. در میان تمام این اتفاقات عیسی جمله ای را بیان می کند: شما نگران و مضطرب نشوید. عیسی کلمات بیهوده نمی گفت. هر آنچه می گفت مسح خدا بر آن بود و روح خدا در آن دمیده شده بود. اگر او می گوید، شما نگران نباشید پس باید راهی برای ما وجود داشته باشد که در میان تمام این مشکلات زندگی کنیم و نگرانی هم نداشته باشیم.
توجه کنید به آیه14 : وبه این بشارت ملکوت در تمام عالم موعظه خواهد شد تا بر جمیع امت ها شهادتی شود؛ آنگاه انتها خواهد رسید.
معنی لغوی انجیل یعنی خبر خوش. عیسی می گوید که حتی در میان تمام خبرهای بد و زمانهای سخت یک نفر خواهد ایستاد و خبر خوش انجیل را اعلام خواهد کرد. خبر خوش در شرایط سخت چه چیزی می تواند باشد؟
آن خبر خوش این است که راهی برای بیرون رفتن از این شرایط سخت وجود دارد که خدا منشأ فراهم آوردن است، که او همه احتیاجات ما را رفع خواهد کرد بر حسب دولت خویش در جلال مسیح.
شاهدان خبر خوش را موعظه خواهند کرد. وقتی خبر خوش انجیل را تا جائی که ممکن است موعظه کنیم آن وقت زمان آخر فرا می رسد.
در حال حاضر برای زندگی روی زمین تنها یک راه وجود دارد بدون اینکه بترسیم و یا بلغزیم. و آن راه این است که تو از کلام خدا پر شوی و استوار و پابرجا شوی و بر خدا اعتماد کنی تا هرگز لغزش نخوری. پولس رسول بهترین نمونه شخصی است که قلبش در خدا استوار بود. نوشته اش در فصل 8 کتاب رومیان هر آنچه نویسنده مزامیر و عیسی گفته اند را تأیید می کند.
در رومیان فصل 8 آیات 31 – 39 اعتراف یک ایماندار است که قلبش در کلام خدا استوار شده است. پولس زمانی که این را نوشت، شخصا از سختی ها و مشکلات بسیاری عبور کرده بود. چرا؟ زیرا مکاشفات فراوانی دریافت کرده بود. عیسی در فصل 4 کتاب مرقس تعلیم داد که وقتی دانه کلام در قلب تو کاشته شد، شیطان فورا می آید که آن را بیرون آورد. پولس برای شیطان خطرناک بود چون پولس از مکاشفه عهد جدید که عیسی به او داده بود پر بود. شیطان از هر راهی سعی می کرد پولس را در کارش متوقف کند ولی پولس رسول تسلیم نشد؛ او محکم ایستاد! او ثابت کرد که آن مکاشفات موثر خواهند بود. او ثابت کرد که اقتدار ایماندار در پوشیدن زره خداست، گرفتن سپر ایمان و خاموش کردن تمام تیرهای آتشین شریر است! پولس رسول در طول زندگی اش بیشتر از حد معمول مصیبت و بلا براو آمد ولی هنوز می نویسد، چه کسی است که می تواند ما را از محبت مسیح جدا سازد؟ آیا مصیبت یا دلتنگی یا جفا یا عریانی یا خطر یا شیشه؟ بلکه در همه این موارد از حد زیاده نصرت یافتیم، بوسیله او که ما را محبت نمود، زیرا که من یقین دارم که نه موت و نه حیات و نه فرشتگان و نه رؤسا و نه قدرتها و نه چیزهای حال و نه چیزهای آینده و نه بلندی و نه پستی و نه هیچ مخلوق دیگر قدرت خواهد داشت که ما را از محبت خدا در خداوند ما مسیح عیسی است جدا سازد ( رومیان فصل 8 آیات 35 ، 37 – 39 ).
ببینید پولس رسول در مورد عهد جدید چه یاد گرفت، و تو نیز می توانی در میان مکرهای شیطان، مریضی ها و حتی مرگ بایستی. من یقین دارم که هیچ چیز نمی تواند من را از محبت مسیح جدا سازد! من از یک مبارز و فتح کننده نیز بیشتر پیروزی دارم!عیسی در مورد قلب استوار توضیح واضحی می دهد. در متی فصل 7 آیه 24 تا 27 ، او در مورد دو شخص که کلام خدا را شنیدند توضیح می دهد. شخص اول کلام را شنید و طبق آن عمل کرد. او در کلام استوار بود. عیسی گفت، او را به مردی دانا تشبیه می کنم که خانه خود را بر روی صخره ساخت. صخره، کلام خدا است. این مرد خانه اش را ساخت و زیر بنای ساختمان را روی صخره کلام بنا کرد. عیسی گفت که وقتی سیل آمد، خانه آن مرد نمی لرزد و خراب هم نخواهد شد. چرا؟ زیرا بنای آن کلام بود و تو نمی توانی شخصی را که قلبش در کلام خدا استوار شده است بلرزانی.

مرد دوم را که عیسی می خواهد در موردش توضیح دهد او نیز کلام خدا را شنید، اما طبق آن عمل نکرد. عیسی او را به مردی نادان تشبیه می کند که خانه خود را بر روی شن ساخت. لوقا چنین می گوید، کسی که کلام را می شنود ولی عمل نمی کند همانند شخصی است که خانه اش را بدون پایه و اساس روی زمین بنا می کند. شخصی که فقط شنونده کلام است پایه و اساسی ندارد. اگر از یک ساختمان ساز سئوال کنید او به شما خواهد گفت که خوبی یک ساختمان به زیر بنا و پایه خوب و درست آن است. اگر پایه ضعیف باشد، خانه هم سست و ضعیف خواهد بود. خانه شخص نادان بدون پایه بود بنابراین او نمی توانست انتظار هم داشته باشد که در مقابل طوفان ها و سیلابهای زندگی بایستد.
مثالی دیگر از شخصی که قلبش استوار است در کتاب مرقس فصل 5 آیات 21 – 43 یافت می شود. یایرس که رئیس کنیسه بود نزد عیسی آمد و از او خواست تا دختر کوچکش را شفا دهد. در آیه 23 ، یایرس از روی انمانش جمله ای را به عیسی می گوید: به تو التماس می کنم. نفس دخترک من به آخر رسیدهَ؛ بیا و بر او دست گزار تا شفا پیدا کند و زندگی نماید. یایرس در قلبش ایمان داشت که وقتی عیسی دستش را بر آن دختر کوچک گذارد، او شفا می یابد و زندگی خواهد کرد. او جمله اش را با ایمان گفت و مسیح با او همراه شد و به خانه او رفت. در میان راه زنی که خونریزی داشت توحه عیسی را به خود جلب کرد. او نیز با ایمان قدرت و توانائی عیسی را طلبید. عیسی ایستاده و با آن زن صحبت می کرد که در همان حال برای یایرس پیغام آوردند که دخترت فوت شده. چرا دیگر باعث زحمت استاد می شوی؟ توجه می کنید که یایرس جمله اش را با ایمان گفت و شیطان فورا آمد تا کلام را بگیرد و بدزدد. فشار آغاز شد ولی آیا یایرس اعتراف ایمانش را عوض کرد؟ آیا او گفت، " من نمی فهمم چرا ایمان در این مورد برایم موثر نبود "؟ این نکته بسیار مهمی است که تعداد بسیاری برکات خدا را در این مورد از دست می دهند. ما آنچه را باور داریم می گوئیم و دعا می کنیم، " پدر، در نام مسیح، من ایمان دارم و دریافت می کنم طبق مرقس فصل 11 آیه 24 و ایمان من می گوید اکنونه آن مال من است. " بعد سختی ها و مشکلات زیادتر می شوند و سعی دارند که به ما ثابت کنند هیچ راهی برای دریافت آنچه که ما به آن ایمان داریم وجود ندارد. در این لحظا است که تو می توانی یا از کلام صحبت کنی و یا سکوت نمائی. زیرا که هر آنچه بگوئی اگر از کلام نباشد خنثی و بی اثر است.
از تجربه شخصی خودم بگویم، اوقاتی بوده که من اصلا سخنی نگفتم و شریر گریخت به همان سرعتی که اگ من کلام خدا را عنوان می کردم، این موضوع برای یایرس اتفاق افتاد. او دهانش را اصلا باز نکرد. توجه کنید به چیزی که عیسی در آیه 36 گفت: عیسی به محض اینکه سخنی را که آنها به یایرس گفتند شنید، در ساعت به رئیس کنیسه گفت:
مترس؛ ایمان داشته باش و بس.
عیسی داشت یایرس را تشویق می کرد که شبیه آن شخص در فصل 112 شود که از کارهای شریر نمی ترسید بلکه بخدا اعتماد داشت و اراده خدا در زندگی او انجام شد. لحظه ای که عیسی گزارش منفی شریر را شنید، رو به یایرس کرد و گفت نترس؛ فقط ایمان داشته باش و بس. پس از صرف کردن مدتی وقت و تفکر روی این مطلب، من تقریبا می توانم حالت صورت یایرس را در نظرم مجسم کنم. او رئیس کنیسه بود و رهبران مذهبی در آن دوران نسبت به عیسی طرز فکر خوبی نداشتند، یایرس با رفتن خود به نزد عیسی موقعیت کاری خود را به خطر انداخت. او رهبران مذهبی را که در اطرافش بودند کاملا نادیده گرفت و در حضور همه خودش را به پاهای عیسی انداخت. بعد از آنکه افراد با خبرهای بد نزد یایرس آمدند، شرایط طوری بنظر می رسید که گوئی شکست کامل اتفاق افتاده ولی خبرهای بد عیسی را دلواپس و نگران نکرد. او با شنیدن خبرهای بد نلرزید. شما توجه خواهید کرد که عیسی هرگز در زندگی اش روی زمین عجولانه عمل نکرد. شما هرگز جائی را نخواهید یافت که عیسی اعتراف منفی کند. او به یایرس رو نکرد که بگوید، " خوب، ما سعی خودمان را کردیم ولی بعضی از ما دریافت می کنیم و بعضی نمی کنیم. " نه اصلا عیسی چنین نگفت. زمانی که او گزارش شیطان را شنید یایرس را تشویق کرد که نترس. در ترجمه دیگری می گوید، او به یایرس روکرد و گفت، دهانت را باز نکن و فقط ایمان داشته باش من همه چیز را به عهده می گیرم. وقتی عیسی صحبتش را با آن زنی که خونریزی داشت به اتمام رسانید، با یایرس به طرف خانه اش همراه شد و مسیح کاری را کرد که یایرس باور انجام آن را داشت. در میان تمام این مشکلات، عیسی با اعتماد قدم پیش گذاشت، آن دختر را با دست گرفت و گفت، ای دختر به تو می گویم بلند شو. در تمام این مدت یایرس روی چیزی که ایمان داشت محکم ایستاده بود. قلبش در چیزی که ایمان داشت استوار بود.

آیا تو تأثیر قلب استوار را در زندگی یک ایماندار می بینی؟ دلیل اینکه بسیاری از مسیحیان از دریافت برکات خدا جا مانده اند، این است که نتوانسته اند کلام خدا را در قلب هایشان استوار نمایند. اگر تو طبق کلام خدا دعا کنی و آموزش ها و تعلیمات را دنبال نمائی، نتیجه خواهی گرفت. پس اگر آن را از دست دهی دیگر مقصر خودت هستی و خدا تقصیری ندارد.
من از مطالعه کلام خدا معتقد شده ام که خدا از فرزندان ضعیف و ناتوان خود لذت نمی برد. آنها را بسیار دوست دارد و همیشه مراقب آنهاست ولی از آنها لذت نمی برد. یک مسیحی ضعیف و ناتوان شخصی است که از عهد خود با خدا بی اطلاع است. برای خدا جای شدی و خوشحالی نیست وقتی فرزندانش قدر موفقیت هائی را که خدا برایشان در مسیح فراهم آورده است را نمی دانند. اگر شخصی کلام خدا را در زندگی اش در درجه اول اهمیت قرار دهد و آن را برتر و والاتر از هر چیز دیگر بداند، کلام در قلب شخص تصویر عیسی مسیح خداوند را می آفریند که او می تواند انتظار دریافت نتیجه را در زندگی خود داشته باشد که مسیح وقتی بر روی زمین بود نزدیک به 2000 سال پیش.
شما می توانید از طریق انجیل بخوانید و ببینید که عیسی هرگز آن را از دست نداده! او هرگز ناموفق نبود. او هرگز حتی یک بار هم شکست نخورد. او هرگز به مرحله ای نرسید که با موفقیت هائی که خدا به او داده بود نتواند پیروزی یابد.