
میخواهیم بیداری روحانی را بسیار ساده شرح بدهیم. بیداری بطور ساده عبارت از این است که زندگی وحیات خداوند عیسی درقلب انسان وارد گردد. عیسی همیشه پیروز است . در آسمان او را بسبب پیروزیش تمجید میکنند ، هر چند ما در زندگی با شکست و یاَس روبرو میشویم، ولی او شکست ناپذیر الست . قدرت او بی حد است . تنها کاری که ما باید انجام دهیم اینست که با او رابطه صحیحی برقرار کنیم و در این موقع است که خواهیم دید که قدرت او رد قلب و زندگی و کارهای ما ظاهر خواهد شد و حیات پیروزمندانه او ما را پُر ساخته و توسط ما بسوی دیگران نیز جاری خواهد شد. این است جوهر واصل بیداری روحانی .
ولی اگر بخواهیم رابطه خود را با او اصلاح کنیم اولین مطلبی که باید بیاموزیم این است : 1 – اراده ما به اراده او تسلیم شود . 2 – افتادگی یا خرد شدن و تسلیم کامل ابتداء بیداری روحانی است . افتادگی و تسلیم مشکل است . فروتنی لازم دارد ولی تنها راه همین است . یعنی نه ( من ) بلکه ( مسیح ) . من باید در مسیح غرق شوم. خداوند عیسی نمی تواند کاملا در ما زندگی کند و خود را بوسیله ما ظاهر سازد مگر اینکه وجودمغرور ما افتاده و خُرد شود . معنی این جمله این است که نفس سر سخت و نامطیع که همیشه میخواهد خود را عادل جلوه دهد و همیشه منافع خود را طالب است ومیخواهد حق خود را بگیرد و موردتمجید واقع شود این نفس باید بالاخره به اراده خدا تسلیم شود و بخطاهای خود اقرار کند راههای خود را به عیسی بسپارد. از حقوق خود صرفنظر کند و اتمجید خود چشم بپوشد تا اینهک عیسی مسیح همه چیز باشد . به عبارت دیگر برای خود و تمایلات خودمرده باشد ..
وقتی بی طرفانه به زندگی مسیحی خود نگاه میکنیم متوجه میشویم که نفس یا من چقدر در زندگی ما دخالت دارد . اغلب همان نفس است که سعی میکند مسیحی باشد همچنین اغلب اوقات همان نفس است که سعی میکند کارهای مسیحی بکند. همان نفس است که همیشه عصبانی میشود ، حسادت میکند ، می رنجد ، انتقاد می کند و در تشویش است . همان نفس است که سرسختی مینماید و نسبت به دیگران نامطیع است . نفس است که خجول است و خود خواه و محافظه کار میباشد.
پس جای تعجب نیست که میگوییم ما افتادگی و خرد شدن لازم داریم . تا وقتی که ما در تحت اختیار نفس هستیم خدا کمتر می تواند در ما کار کند زیرا ثمرۀ روح ( یعنی محبت و خوشی و سلامتی و حلم و مهربانی، درستی، ایمان و تواضع و پرهیز کاری که در غلاطیان باب پنجم نوشته شده ) که خدا میخواهد بما عطا فرماید درست برعکس روح نامطیع و سرسخت و خرد نشده است و برای یافتن این ثمرات روحانی باید نفس ما با مسیح مصلوب شود .
افتادگی و خُرد شدن هم کارخداست و هم کارخودمان. خدا ما را تحت فشار قرار میدهد ولی ما باید راضی باشیم . (ویلون نواز ماهر را به یاد بیاورید )* اگر وقتی خدا را جستجومی کنیم و میخواهیم با او دوستی داشته باشیم بصدای او گوش بدهیم و مایل باشیم هر چه که او برای ما روشن میسازد اطاعت کنیم ،خدا بما نشان خواهد داد که چگونه نفس مغرور و سر سختمان در ما کار میکند خدا را رنج میدهد. دراین موقع است که ما یا بسر سختی خود ادامه میدهیم و توبه نمیکنیم و یا سر خود را به اطاعت خم کرده میگوییم (( بله ، خداوندا )) معنی افتادگی و تسلم کامل در زندگی روزانه اینستکه از هر خطایی که خدا بما نشان میدهد توبه کنیم و تا زمانیکه خطایای ما آشکار میشود بتوبه ادامه دهیم و هر روز درحضور او خُرد شویم . این عمل ممکن استخیلی گران تمام شود زیرالازمه اش اینستکه تمام اختیارات وحقوق خود را به او بسپاریم و از منافع خود خواهانه چشم بپوشیم و حتی گاهی لازم است خطایای خود را اعتراف و جبران کنیم.
بهمین سبب است که اغلب تا نزد صلیب عیسی نیاییم ممکن نیست افتاده و خرد بشویم. وقتی می بینیم عیسی با کمال میل حاضر شد بخاطر ما افتاده و خرد شود ما خواه ناخواه در حضور او خرد میشویم . عیسی که مقام الوهیت داشت بخاطر ما مقام خود را ترک کرد و بصورت غلام در امد . غلام خدا و غلام مردم شد ، می بینیم که برای خود ادعای حقی نکرد اجازه داد که مردم به او فحش بدهند ولی خودش دشنام نمیداد او را لگد مال کردند ولی خودش معامله به مثل و یا دفاع نیمکرد. ولی حیرت انگیزتر از همه اینکه می بینیم او با افتادگی و فروتنی بمحل اعدام میرود تا بعنوان کفاره، تمام گناهان بشر را بر صلیب حمل کند. در یکی از مزامیر بطور هیجان آوری در بارۀ خودش میفرماید « من کرم هستم و انسان نی » . مزمور 42 آیه 6 . کسانی که در مناطق حاره زندگی میکنند میگویند که اگر سعی کنیم که ما و یا کرمی را بزنیم عکس العمل آنها با یکدیگر خیلی فرق دارند .

مار مستقیم می ایستد صدا می کند و کوشش میکند متقابلا حمله کند . این نمونه کاملی است از نفس یا خود . ولی کرم هیچگونه مقاومتی نمیکند بلکه اجازه میدهد هر چه میخواهید بکنید ، لگد بزنید و یا زیر پای خود له کنید . این نمونه کاملی است از افتادگی و خ رد شدن. عیسی حاضر شد بخاطر ما کرم شود . علیت اینکه حاضر شد مثل کرم بشود این بود که دید ما همگی در اثر گناه تمام مزایای انسانی را از دست داده و بجای اینکه در مقام اشرف مخلوقات باقی بمانیم مثل کرم شدیم و جهنمی هستیم. او از ما میخواهد که با او و برای او مثل کرم
باشیم . موعظه مسیح در بالای کوه بما تعلیم میدهد که مقام واقعی ما کرم بودن است زیرا خلاصه تعلیمات او این است که باید در مقابل بدی نیکویی کنیم ، دشمنان خود را محبت نماییم و بافروتنی دیگران را خدمت نماییم . ولی فقط وقتی حاضر خواهیم شد اینطور افتاده و خرد شویم که بفهمیم چگونه محبت عیسی باعث شد که او چون کرم شود.
دریکی از سرودهای روحانی چینین میخوانیم:
خداوندا نفس مغرور و سرسخت مرا خرد کن.
مراحاضر ساز تا سر فرود آورم و نابود شوم
و به آن کسی نگاه کنم که بر صلیب
سر خود را بخاطر من خم کرد.
ولی باید دانست که کافی نیست ما فقط یکبار نفس خود را انکار کنیم و برای خود بمیریم . البته وقتی خدا برای اولین بار این حقایق را بما نشان میدهد ، یکبار نفس خود را انکار میکنیم و میمیریم ولی ا آن به بعد باید مرتبا بمیریم زیرا فقط از هیمن راه است ه عیسی مسیح می تواند دائما توسط ما خود را ظاهر کند ( دوم قرنتیان 4 : 10 ) علاوه بر این هر روز در این مورد باید هزاران تصمیم بگیریم . اگر بخواهیم اینطور زندگی کنیم میفهمیم نمی توانیم خودمان برای خودمان نقشه ایی داشته باشیم .وقت خود را صرف کنیم ، پولمان را خرج کنیم و دنبال لذات خود باشیم. لازمه این کار این سات که ما پیوسته خود را در مقابل اطرافیان خود فروتن کنیم و به آنها تسلیم شویم زیرا محک تسلیم ما بخدا عبارت است از تسلیم ما به مردم . هر نوع تحقیر و ناراحتی که از طرف مردم به ما می رسد. در دست خدا و سیله ای است که ما را خرد کند تا اینکه زندگی مسیح در ما بطور عمیقتری ظاهر شود .
بدین طریق توجه میفرمایید که تنها زندگی مسیح است که می تواند مورد پسند خدا باشد و زندگی پیروزمندانه خوانده شود . و ما هر قدر کوشش کنیم زندگی ما هیچگاه آنطور نخواهد شد . چون زندگی خود خواهانه ما با زندگی مسیح کاملا در تضاد است . هیچگاه نمیتوانیم زندگی او را در خود بفراوانی قبول کنیم مگر اینکه حاضر شویم خدا دائما ما را بمیراند . و برای این کار باید بوسیله تصمیمات خود با خدا همکاری کنیم .