شاید یکی از فرزندان خدا که این چند سطر را می خواند و بار غم و یاس او را منکوب کرده است خداوند را فریاد بزند و انتظار داشته باشید که خدا بگوید : « شجاع باش .. من هستم .. نترس » اما هیچ جوابی نیست .. سکوت ....

زمانی که نمی توانیم بفهمیم او چرا هیچ گونه پاسخی به ما نمی دهد .. قلب پر محبت خدا از شنیدن ناله و شکایت های برخاسته از قلب ضعیف ما چقدر به درد می آید. سکوت عیسی خداوند همان قدر مهم و معنی دار است که صحبت کردن او و این ممکن است نشانه رضایت او باشد و نه ضعف عدم پذیرش ..
ای جان من چرا افتاده ایی ؟ یک بار هم او را به خاطر سکوتش تمجید نما .
شبی ایمانداری در خواب سه نفر را دید که نشسته در حال دعا هستند . استاد به نفر اول نزدیک شد و با محبت فراوان بطرف او مایل شده و پس از اینکه با لبخندی شیرین و صدایی دلنشین صحبت هایی با او کرد به طرف نفر دوم رفت .. دست خود را با محبت و اطمینان بر سر فرو افتاده او گذارده و به سوی نفر سوم رفت و بدون اینکه کنار او بایستد یا این که چیزی بگوید از وی دور شد . ایماندار بی نهایت تعجب کرد که چرا ؟!
استاد کنار او آمده گفت : « هوشیار باش که آنچه انجام داده ام اشتباه تفسیر نکنی .. اولین نفر را که دیدی .قدم برداشتن - در راه تنگ من هر لحظه به سخنان پر محبت و کمک من نیاز دارد .. د ر غیر این صورت لغزش خواهد خورد . نفر دوم ایمانی قوی تر و محبتی عمیق نسبت به من دارد طوری که در همه شرایط زندگی و همه مخالفت هایی که علیه او انجام می گیرد . می ایستد . اما نفر سوم عمیق ترین عشق و محبت و ایمان را نسبت به من دارد و من او را با سخت ترین شیوه ها تربیت می کنم برای خدمتی بسیار عالی و مقدس . او از من شناختی آن قدر صمیمانه دارد که به ابزار محبت های ظاهری احتیاجی ندارد . او به تمام نظم و ترتیب کار من اعتماد دارد . حتی اگر بر خلاف منطق بشری به نظر بیایند . او می داند که چیزی را که الان درک نمی کند . در ابدیت خواهد فهمید .»
