تبليغاتX
ناجــي قلبــــــم

روزی به سخنان یک ایماندار از روس در مورد شرایط ایمان داران مسیحی در دوران سخت حاکمیت رژیم کمونیستی شوروی گوش می دادم. می گفت : « ما یاد گرفتیم که سرود شادمانی خود را در گام کوتاه بخوانیم .» سرود حبقوق نیز مثل این بود. وقتی همه چیز بر وفق مراد باشد البته ستایش خدا کار ساده ای است.« سرود می خوانم زیرا خوشحال و آزاد هستم.» بعضی اوقات شرایط این گونه است . ولی بهترین وقت برای محک زدن ایمان، سرود خواندن در شرایطی است که زندگی بر ما تلخ شود و هیچ چیز مطابق میل ما پیش نرود. حبقوق به این دلیل سرود نمی خواند که از شادی در پوست خود نمی گنجد یا همه چیز بر وفق مراد اوست. حبقوق حتی اگر هیچ تغییری دراوضاع مشاهده نکند باز هم سرود می خواند ، زیرا در خداوند شادمان است و در خدای نجات خویش وجد می کند. وقتی عیسی اولین بار شاگردان خود را برای بشارت فرستاد، آنان با شور و هیجان زیادی برگشتند، زیرا موفقیت بسیاری کسب کرده بودند. البته عیسی می دانست علاوه بر ماموریتها و خدمتهای بزرگ کشته شدن و شهادت نیز پیش روی آنها قرار دارد. بنابراین به آنان هشدار داد: « از این شادی مکنید که ارواح اطاعت شما می کنندف بلکه بیشتر شاد باشید که نامهای شما در آسمان مرقوم است » ( لوقا 10 : 20 ) . از این شادی نکنید که ثروتمند یا آسوده خاطر و شادمان یا مورد توجه دختری فوق العاده قرار گرفته اید و او عاشق شما شده است . همه اینها ممکن است در یک چشم به هم زدن ناپدید شوند. از این شادی کنید که خداوند را می شناسید و در عیسی مسیح شخصا آفریدگار کائنات را دیده و فرزندان او گشته اید. در این صورت حتی اگر محصولات شما یا تلاشهای شما در زندگی ثمر ندهد و انبارهای شما خالی باشند همچنان می توانید سرود بخوانید. خود شما به خوبی می دانید که آزمایش واقعی ایمان در زمان تنگدستی و ناداری است . چندین سال پیش تمام تابستان را در کلیسای شهری کوچک که کشیش آنجا در مرخصی بسر می برد، گذرانیدم . یک روز از من خواستند به ملاقات خانمی بروم که او را نمی شناختم و شوهرش به تازگی فوت کرده بود. بعد از کمی که با هم صحبت کردیم معلوم شد او مسیحی نیست. دیدم صحبت کردن با او در مورد آرامش با امید برایم مشکل است، چرا که او نه آرامش داشت و نه امید. می گفت که یکی از چیزهایی که به او تسلی می دهد خواندن کتاب است. با تعجب گفتم :«خواندن کتاب مقدس؟» خیر، او دوست داشت رمانهی غمناک توماس هاردی ، نویسنده انگلیسی قرن نوزدهم را بخواند. قابل درک است که انسان بعضی اوقات از مسائل ناراحت کننده فرار کند یا برخود سخت نگیرد، ولی در مورد توماس هاردی چه ؟ آیا در زندگی واقعی به اندازه کافی غم و مصیبت نیست که برای رفع کمبود، محتاج به خواندن داستانهای غم انگیز و بدبینانه باشیم؟ ولی این واقعیتی غیر قابل انکار است که وقتی مردم خدا را نمی شناسند، بهترین کاری که می توانند در مواجهه با رنج و مصیبت انجام دهند،نوعی تسلیم شدن و در خودا فرو رفتن است و این زمانی اتفاق می افتد که دست از امید بشوئید. شما تسلیم ناچاری و انفعال می شوید زیرا کار دیگری نمی توانید انجام دهید. به سادگی تسلیم می شوید، همان طور که شطرنج باز وقتی می بیند بازی را باخته  شکست را می پذیرد. ایمان مبتنی بر کتاب مقدس ، هیچ نسبتی با انفعال و تسلیم ندارد. ایمان چیز متفاوتی است ، سرود       میخواند ، حتی پایکوبی و جست و خیز می کند. ایمان مانند آهو می جهد و بالا می رود.« یهوه خداوند قوت من است و پایهای مرا مثل پایهای آهو می گرداند و مرا بر مکانهای بلند خرامان خواهد ساخت» ( 3 : 19 ) .

زندگی حبقوق درناامیدی و افسردگی سپری می شد ولی توانست بر کوهها صعود کند زیرا می دانست که خدا قوت او خواهد بود. چه چیزی پولس رسول را مطمئن ساخت که بگوید « در مسیح که ما را محبت نمود بر فاتحان دنیا ظفر یافته ایم»؟ ما نه تنها فاتحان بلکه ابر فاتحان هستیم. ایمان داران نه تنها بر تام مشکلاتزندگی فائق می آیند بلکه شیوه فتح و ظفر را می دانند! « ایمان ، غلبه ای است که بر جهان غلبه می کند .»

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 22:30  توسط روژان  |